جمال الدين محمد الخوانساري
614
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
ومن الحليم ان احرجته « 1 » . باش از كريم بر حذر اگر خوار كنى أو را ، واز لئيم اگر گرامى داشته باشى أو را ، واز حليم اگر بتنگ آورده باشى أو را . مراد به « كريم » شخص گرامى بلند مرتبه است ، وبه « لئيم » مقابل آن يعنى دنى پست مرتبه ، ومراد اينست كه اگر كريمى را خوار كرده باشى بر حذر باش از أو ، زيرا كه كريمان تاب تحمل خوارى ندارند وكم است كه بقدر مقدور انتقام از آن نكشند ، واگر لئيمى را اكرام كرده باشى بر حذر باش از أو ، زيرا كه كم است كه لئيمان بجزاى نيكى بدى نكنند ، واگر حليمى را يعنى بردبارى را بتنگ آورده باشى بر حذر باش از أو ، زيرا كه حليم بقدر مقدور حلم وبردبارى ميكند امّا وقتي كه بتنگ آمد خشم بر أو غلبه ميكند وبد از جا بر مىآيد وتلافى ميكند چنانكه مشهورست كه نعوذ باللّه من غضب الحليم پناه مىبريم بخدا از خشم حليم . 7185 كن على حذر من الأحمق إذا صاحبته ، ومن الفاجر إذا عاشرته ، ومن الظّالم إذا عاملته . باش بر حذر از أحمق هر گاه مصاحبت كنى با أو ، واز فاسق هر گاه معاشرت كنى با أو ، واز ستمكار هر گاه معامله كنى با أو . « بر حذر بودن از أحمق » باعتبار اينست كه مكرّر مذكور شد كه أو بسيارست كه از راه دوستى بصاحب خود كارى ميكند كه ضرر وزيان باو رساند ، و « از فاسق » باعتبار اينست كه معاشرت وآميزش با أو غالب اينست كه باعث سرايت حال أو در اين كس مىشود وگاه هست كه عذابي كه بر أو نازل شود عامّ مىشود وشامل مصاحبان وهمنشينان أو نيز مىگردد چنانكه مكرّر مذكور شد ، و « از ستمكار هر گاه
--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « أحرج فلانا صيّره إلى حرج وهو المضيق ، وألجأه إلى مضيق » .